ژوئن 18, 2008

ترس

نوشته شده در Uncategorized در 3:19 ق.ظ. توسط shabhayearamesh

0تو ذهنم داره یه جرقه هایی زده میشه. باز دارم در مورد یه چیزایی فکر میکنم . این بار نوبت ترسه .

آدما خیلی تو زندگیشون پیش میاد که از چیزی بترسن . بعضی ها از ارتفاع می ترسن بعضی ها از حیوونا می ترسن . بعضیا از سوسک می ترسن.

اصلا ترس چیه ؟ واسه چی وجود داره ؟

ترس یه احساس ناخود آگاهه که مثل یک علامت خطر می مونه . مثل یه آژیر که بهت اخطار می ده : آهای ، مواظب باش . مثلا وقتی روی یه بلندی با ارتفاع بیشتر از 2 متر قرار می گیری یه حسی بهت میگه : مواظب باش نیفتی . تو بعضیا این حس اضطراب آور انقدر قویه که باعث سرگیجه میشه بهش میگن ترس از ارتفاع . من یه زمانی اینجوری بودم ولی حالا از بس کوه رفتم دیگه این حالت تقریبا از بین رفته .

گفتم ترس از حیوونا ، خب معلومه دیگه آدم وقتی یه سگو می بینه که داره به سمتش پارس میکنه و گارد گرفته می ترسه . یا مثلا ترس از خفه شدن تو آب یا ترس از سوختن تو آتیش .

اینا همشون ترسهایی هستن که به طور غریزی تو وجود ما هستند و اتفاقا اینجور ترسها خیلی خوب هستند چون ممکنه جون مارو نجات بدند یا باعث بشند که ما صدمه ای نبینیم . ولی یه جور دیگه ای از ترس هست که دیگه حالت غریزی نداره یا شاید داشته باشه ولی دیگه قرار نیست جون مارو نجات بده . امشب می خوام در مورد این نوع ترس بنویسم .

جالبه که این نوع ترس هم از ضمیر نا خود آگاه ما سرچشمه می گیره ولی دیگه مثلا اون حالت اضطراب زمان مواجه شدن با یه حیوون وحشی به آدم دست نمیده .

همۀ ما این نوع ترس رو تجربه کردیم . شاید بیشتر از هر نوع ترس دیگه ای . در واقع این نوع ترس بیشتر وقتها خودشو به صورت یه حس بد یا یه جور اضطراب نشون میده . همۀ ما دلشوره رو تجربه کردیم این یه مثال خوب واسۀ این جور ترسه .

آیا این نوع ترس هم مثل ترسهای غریزی خوبه یعنی فایده ای داره یا اینکه برعکس به ضررمونه ؟

اکثر مواقع این نوع ترس به ضررمونه چون یه حالت بازدارندگی از خودش ایجاد می کنه . مثلا اگه می خوای یه کار منطقی رو انجام بدی که حس خوبی نسبت بهش نداری ، انجامش نمیدی چون اون ترس خودشو به صورت یه حس نا مطلوب در آورده و باعث شده تو از انجام اون کار منصرف بشی .

می خوای به یکی بگی دوستش داری ولی اون ترسه نمی ذاره .

می خوای یه کاری رو شروع کنی ولی اون ترسه می یاد و نمی ذاره .

می خوای اشتباه یکی رو بهش یادآوری کنی ولی اون ترسه نمی ذاره .

می خوای به یکی بگی چی کار کنه تا موفق باشه ولی اون ترس نمی ذاره . به خودت میگی اون که به حرفهای من گوش نمیکنه نگم بهتره ، اگه اشتباهشو بهش بگم ممکنه ناراحت بشه ، اگه این کارو شروع کنم بعدش ممکنه فلان مشکل پیش بیاد و شکست بخورم ، اگه بهش بگم دوستت دارم گفت برو گمشو چی ؟!!!!!

اگه خوب فکر کنیم می بینیم که این نوع از ترس که زاییدۀ افکار و تخیلات ماست و تا حالا شاید مارو تو خیلی زمینه ها عقب انداخته باشه نه تنها چیز مفیدی نیست بلکه کاملا مضر هم هست . چه کار کنیم تا بتونیم از بین ببریمش ؟

دکتر معظمی میگه : اگه به هدف نگاه کنی هیچ چیز دیگه ای رو نمی بینی حتی اگه در اطراف هدفت بزرگترین غولها – که همون ترسهای شما هستند - وجود داشته باشند . پس اگه آدم به اون چیزی که می خواد متمرکز بشه می تونه از پس همۀ ترسها و مشکلات بر بیاد .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.