سپتامبر 29, 2008
کلاس اولی
چند روزیه که خیابونا تو ساعتهای معینی شلوغتر میشه و دانش آموزای زیادی رو می بینیم که سال تحصیلی جدید رو شروع کردند با دیدن این دانش آموزها بی اختیار یاد دوران مدرسه رفتنم افتادم یاد اولین روزی که به مدرسه پا گذاشتم . نمیدونم الان چطوریه ولی اون وقتها تمام بچه ها رو از مدیرو ناظم میترسوندن . تازه خود این عزیزان هم تاثیر این ترس رو بیشتر می کردند . یادم میاد اولین روزی که پامو گذاشتم تو مدرسه آقای مدیر به همراه چند نفر دیگه همه بچه های کلاس اولی رو جمع کرد یه جا تا براشون صحبت کنه نمیدونم چرا چند تا از بچه ها داشتند گریه می کردن . منم خیلی ترسیده بودم اولین باری بود که یه جایی بودم بدون اینکه کسی رو بشناسم تازه یه عده هم داشتن گریه می کردن چه اتفاقی داشت می افتاد ؟؟/ انگار از یکی شنیدم که میگفت می خوان مارو تنبیه کنند . آخه واسه چی ما که کاری نکرده بودیم یا حداقل من که هنوز کاری نکرده بودم که تنبیه بشم . اما وقتی آقای مدیر شروع به حرف زدن کرد یک کمی خیالم راحت شد فقط قرار بود بچه های شلوغو شیطونو تنبیه کنند کسایی که خوب درس نمی خونن و یا شلوغ بازی در میارن مثلا تو حیاط مدرسه دنبال هم می دوند
ببینم الان هم همینطوریه؟؟؟ کلاس دوم به خاطر اینکه تو حیاط دنبال یکی از دوستام دویده بودم با خط کش چوبی مدیر تنبیه شدم.
