مارس 18, 2009
جشنی که باید از آن ترسید
خیابان ها و کوچه ها پر از ازدحام جمعیتی که به تماشا ایستاده اند
صدای مهیب انفجاری ته دلت را خالی می کند
و بعد از آن باز هم انفجاری دیگر
و باز هم …
گروه مامورانی که به این سو و آن سو می روند و جوانانی که به هر طرف می دوند
صدای ضجۀ پسر جوانی که زیر ضربات مهلک ماموران تقلا می کند
نگاه بی تفاوت مردمی که از خیابان می گذرند
آتش و دود و خاکستر ….
.
.
.
این ها صحنه هایی از یک انقلاب نبود و نه صحنه هایی از جنگ فلسطینیان
این واقعه هر ساله در شب چهارشنبه آخر سال در ایران خودمان اتفاق می افتد
شبی که طبق یک عادت و رسم قدیمی باید آتش افروخت و شادی کرد
مراسمی که که طبق رسوم زرتشتی هدفش احترام به آتش به عنوان یکی از عناصر چهارگانه است
اما این جشن و شادی چند سالی است که جای خود را به صدای گوشخراش مواد منفجره ای داده است که هرسال صدایش قویتر از پیش می شود و جوانان و کودکانی که بر اثر سوختگی ناشی از همین مواد محترقه به بیمارستان ها منتقل می شوند
و البته عملکرد دولت و شهرداری هم قابل تقدیر است که با ایجاد محیطی مناسب!؟ به خوبی توانسته این شبهای خاص !! را کنترل کند !!!!؟؟
خاکستر ، ناله ، انفجار ، گیر افتادن ، زخمی شدن ، سکته قلبی ، بیمارستان و ….
جشن چهارشنبه سوری
جشنی که باید از آن ترسید
